| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
انتقاد بر اعمال ارکان نظام تبلیغ بر علیه آن نیست
انتقاد بر اعمال ارکان نظام تبلیغ بر علیه آن نیست بالاخره بعد از نزدیک به شش ماه از بازداشت تعدادی از دانشجویان امیر کبیر به بهانه انتشار چند نشریه دانشجویی که گفته می شد حاوی اهانت به مقامات می باشد احکام سه نفر از این دانشجویان در دادگاه انقلاب صادر شده است. بخشی از قوه قضائیه که معمولا اداره این گونه پرونده ها را در اختیار دارد بدون توجه به درخواستهای مکرر فعالین سیاسی و مدنی و دانشجویی، سه نفر مذکور را در بازداشت نگه داشته و تا زمان دادگاه نیز قرار بازداشت را به قرار سبکتر تبدیل نکرد و آنها را در دادگاهی که می توانست در محیطی عادلانه تر برگزار گردد محاکمه و به احکامی سنگین محکوم نمود. با اینحال تا امروز و حتی بعد از صدور احکام بدوی حاضر نیستند دانشجویان را تا زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر با قراری متناسب آزاد نمایند. به این بهانه پای صحبت عبدالفتاح سلطانی عضو کانون مدافعان حقوق بشر نشستیم تا از زبان حقوق دانی که خود بعد از نزدیک به یک سال بازداشت موقت از کلیه اتهامات تبرئه شد این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. در پرونده دانشجویان پلی تکنیک موضوعی که بسیار حایز اهمیت می باشد این است که در ابتدای امر بازداشتهای گسترده ای صورت گرفت تا بعد در مورد اینکه کدامیک متهم هستند اطلاعات لازم کسب گردد. آیا این روند صدور قرار بازداشت با موازین قانونی و شرعی منطبق است؟ با توجه به قانون آیین دادرسی کیفری اصولا هیچ قاضی تحقیق یا بازپرسی حق ندارد بدون داشتن دلیل و استدلال قوی کسی را احضار کند چه برسد به اینکه بازداشت کند. یعنی چنانچه دلیل قوی مبنی بر اینکه جرمی واقع شده و این جرم را فلان کسی انجام داده است وجود نداشته باشد، نمی توانند کسی را احضار و مورد بازپرسی قرار داد. اما در این موضوع با فرض اینکه دلایل قوی برای مجرمیت این عزیزان وجود داشته باشد اتهاماتشان از مواردی نیست که مستوجب قرار بازداشت موقت باشد. قرار بازداشت که یکی از سنگین ترین قرارهاست چون با اصل آزادی انسان ها مغایرت دارد باید به قدری که نیاز هست از این قرار استفاده کنیم نه اینکه با دستی گشاده هر وقت که می خواهیم افراد را بازداشت و چندین ماه در زندان ها نگه داریم، که بعدا آیا می توان آنها را محکوم کرد یا خیر. در مورد این دانشجویان اتهام سنگینی وجود ندارد. فرض کنید چند دانشجو در نشریه ای مطالبی را منتشر کرده باشند که با موازین قانونی منطبق نباشد، اگر دلایل علیه شان وجود دارد که نیازی به بازداشت نیست با یک بازجویی یک یا دو روزه دلایل را به دادگاه ارائه بدهند و اگر دلیلی وجود ندارد که قانوناً حق بازداشت و احضار ندارند. طبق قانون آیین دادرسی کیفری فقط در موارد خاصی می توان از قرار بازداشت استفاده کرد که این اتهامات شامل هیچ کدام از آن مصادیق نیست و نمی بایست برای آنها قرار بازداشت صادر می شد. در این پرونده نه فقط قرار بازداشت صادر شد و مستقیم پرونده به دادگاه ارسال گردید بلکه حتی تا جلسه دوم به وکلا اجازه داده نشد با موکلانشان دیدار کنند. که تمام این موارد برخلاف موازین شرعی و قانونی است. آقای سلطانی پس با توجه به صحبت های شما آیا می توان بدون داشتن دلایل محکم و قوی برای بدست آوردن اطلاعات از کسی بازجویی کرد؟ نفس بازجویی را نمی توان گفت غیر قانونی است اگر بازجویی با رعایت تمام ضوابطی که در قانون و مخصوصا آنچه در ماده 129 آیین دادرسی کیفری آمده است باشد قانونی است. یعنی «سوالات نباید تلقینی باشد»، «نباید با اکراه و اجبار مطرح شود» و باید یعنی با رعایت اصل 38 قانون اساسی هیچ شکنجه و فشار جسمی و روحی در کار نباشد و تمام موازین شرعی و قانونی رعایت شود و متهم نیز حق سکوت داشته باشد و یا با آزادی کامل پاسخ دهد. اما آن چیزی که در حال حاضر در جریان است در واقع وادارکردن متهم به گفتن آن چیزی است که بازجو می خواهد و یا بدتر از آن اقرار به کارهای نکرده. ـ در حال حاضر با توجه به صدور حکم بدوی برای این دانشجویان آیا ادامه بازداشتشان از نظر قانونی امکان پذیر است؟ به نظر من بعد از پایان مرحله تحقیقات و شروع محاکمه هیچ محمل قانونی برای نگه داشتن این دانشجویان در بازداشت وجودنداشت و ندارد قاضی پرونده که قرار بازداشت را به قرار سبکتری تبدیل نکرده است قطعاً مرتکب تخلف شده و باید شرایط آزادی این عزیزان را فراهم می کرد تا دادگاه در فضایی عادلانه و طبیعی و بدور از هر گونه فشاری تشکیل و به اتهامات رسیدگی می نمود که متاسفانه این شرایط مهیا نشد. ادامه بازداشت نیز معنی جز این ندارد که می خواهند با اعمال فشار بر این دانشجویان، تا زمان برگزاری دادگاه تجدیدنظر حرفی خلاف حرف بازجویان به زبان نیاورده و دادگاه تجدیدنظر را نیز در همان فضای ناعادلانه تشکیل و حکم دلخواه صادر نمایند. تقریبا در تمام پرونده هایی که در سالهای اخیر در مورد فعالان سیاسی و مدنی در جریان بوده است اتهام تبلیغ علیه نظام به چشم می خورد. این اتهام که مستند بر ماده 500 قانون مجازات اسلامی است به چه معنا فرض شده است که چنین دایره گسترده ای را شامل شده است؟ برای این که بتوان به این سوال پاسخی منطقی داد باید مقدمه ای را بیان داشت. در قانون اساسی بحث آزادی بیان و انتقاد از مسئولین و نظارت بر عملکرد آنها و حتی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مسئولین و دولت مطرح شده است، بدیهی است که این انتقادات و نظارت ها و نقد عملکرد دولتمردان فقط برای موافقین گفته نشده است. در هیچ نظامی حتی در دیکتاتورترین نظام ها، هیچ وقت موافقین آن نظام برای بیان دیدگاه های خود با مشکل مواجه نبوده اند که بخواهند در قانون اساسی که بعد از یک انقلاب بزرگ تهیه می شود بطور مجزا به آن بپردازند و برای موافقان حقی قائل شد. اساساً در قانون اساسی در آنجایی که بحث نظارت بر عملکرد نهادهای حکومتی، امر به معروف و انتقاد به حکومت و دولتمردان مطرح می شود قانونگذار پذیرفتن این حق برای کسانی است که مخالف حکومت و دولتمردان هستند. و الا دلیلی وجود ندارد که قانون اساسی در اصول مختلفی به آن بپردازد. پس نتیجه می گیریم اصولاً کسانی که به هر دلیلی با نظام مخالفت و یا به نحوی برخی از علملکردها را قبول نداشته باشند حق دارند که نقد کنند و سیاست های دولتمردان را به چالش بکشند. و اگر چنین حقی را بپذیریم نمی توانیم بگوییم هر کس علیه نظام تبلیغ کرد مجرم است. به نظر من نفس این ماده 500 برخلاف روح و اصول قانون اساسی است به عبارتی هر کسی حق دارد هر نوع تبلیغی بر علیه هر اندیشه ای بکند اما شیوه های آن باید قانونمند باشد. اما به هر حال چون ماده 500 مصوب شده است و با آنکه به نظر من خلاف روح قانون اساسی است اما همین ماده با تمام ضعف هایی که دارد گاهی به نحوی از آن استفاده می شود که هر کسی که زبان به نفی فلان دولتمرد و یا فلان جریان بگشاید او را به تبلیغ علیه نظام متهم می کنند در حالی که خود این ماده تبلیغ علیه نظام را جرم ندانسته بلکه فعالیت تبلیغی را جرم دانسته است و این دو با هم متفاوت است. غالب حقوقدانان معتقدند این فعل باید استمرار داشته باشد تا جرم محسوب شود و به عبارتی تبلیغ علیه نظام را به کرات انجام دهد تا بگوییم فعالیت تبلیغی علیه نظام انجام داده است و فعالیت تبلیغی هم متفاوت است از نقد دولتمردان، رئیس جمهور، وزرا، مجلس و یا دیگر ارکان نظام. ـ آیا توهین به مقامات از مصادیق تلیغ علیه نظام است و آیا مسئله ای که در انتشار این نشریات اتفاق افتاده است ذیل عنوان مجرمانه فعالیت تبلیغی علیه نظام قرار می گیرد؟ با فرض پذیرفتن تمام ادعاها مبنی بر اینکه این نشریات توسط همین دانشجویان منتشر شده باشد باز هم انتشار چنین نشریه ای که حاوی توهین به مقامات و مسئولین باشد، هرگز در ذیل عنوان تبلیغ علیه نظام نمی گنجد. بلکه باید به عنوان توهین به مقامات با شاکی خصوصی و در دادگاههای عمومی مورد رسیدگی قرار گیرد و ربطی به عنوان مجرمانه «فعالیت تبلیغی علیه نظام» ندارد. یعنی توهین به بالاترین مقامات کشور هم تحت عنوان فعالیت تبلیغی علیه نظام نخواهد بود. وقتی انتشار نشریه ای با تیراژ 200 جلد تبلیغ علیه نظام باشد آیا هزینه ای که بابت بازداشت این دانشجویان به جمهوری اسلامی تحمیل شد و همینطور چهره ای که بر اثر این نوع برخوردها از نظام جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته می شود تبلیغ علیه نظام نیست؟ متأسفانه برخی از مسئولین که شاید قصدشان نیز خیر باشد برای مبارزه با جرمی یا برای جلوگیری از تخلفی بقدری تندروی و خارج از ضوابط عمل می کنند که نظام از این عملکرد آنها ضربه ای را تحمل می شود که شاید هیچ دشمنی تا به این اندازه به نظام آسیب نرسانده باشد. در همین حادثه مذکور و یا برخوردی که با مرحومه زهرا کاظمی صورت گرفت آنچنان ضربه هایی را به این کشور تحمیل کرده است که شاید حتی کسانی که چنین عملی را انجام می دهند ندانند که چه هزینه سنگینی را به نظام تحمیل می کنند. در این موضوع نیز باید عرض کنم بازداشت این دانشجویان با برخورد تبلیغاتی بسیار گسترده ای در خارج از ایران علیه ما مواجه شد خدشه ای که این نوع عملکردها بر چهره نظام وارد می کند آنچنان اثرات سویی بر جای می گذارد که شاید با چند سال تبلیغ نیز نتوان آن را از بین برد. به نظر من آسیبی که تندورها و کسانی که خواسته یا ناخواسته دست به چنین اعمالی می زنند آثار سویی که به بار می آورد به قدری زیاد است که اصلاً با اینکه مثلا چند دانشجو عاملاً و عامداً و یا بر اثر سهو و یا هر چیز دیگری خدایی نکرده نشریه ای که حاوی مطالب توهین آمیز است منتشر کرده باشند قابل مقایسه نیست یعنی کسانی که اینها را دستگیر و به نحوه غیر انسانی و غیر اسلامی بازجویی و در بازداشت نگه داشته اند به مراتب آثار تخریبی بیشتری نسبت به آن چند دانشجو داشته اند. - آموزه هی دینی و سیره ائمه ما در برخورد با مخالفان چگونه بوده است؟ من فکر می کنم یکی از معیارها برای تشخیص مردان صالح و نیک از مردان غیر صالح و بزرگان دین از معاندان دین در همین نکته نهفته است. یعنی بطور مثال در یک حادثه 3 نفر از خوارج تصمیم به ترور سه شخصیت بزرگ آن زمان اسلام می گیرند یکی حضرت علی بن ابیطالب امیرالمومنین (ع) بود دیگری هم معاویه و عمروعاص. هر سه نفر ترور می شوند اما یک نفر ناموفق ، یک نفر کس دیگری به جای اوکشته می شود و حضرت مولی نیز شهید می شوند اما برخوردی که معاویه و عمروعاص با ضاربشان می کنند با برخوردی که علی (ع) با ضاربش می کند تفاوت این شخصیت ها را نشان می دهد. مولی علی وقتی که شیر برای شان می آورند تا میل کنند، می فرمایند اول بدهید به ضاربم. این را مقایسه کنید با معاویه، با کسی که آسیب کوچکی به او رسانده، چه برخوردی می کند با شکنجه و برخوردهای بسیار منفی او را مجازات می کند. اینجا است که کسانی که مدعی پیروی حضرت مولی علی هستند باید علمشان را با علی مقایسه کنند ایشان با مخالفانشان با کمال انسانیت و مدارا رفتار می کردند. حتی ایشان می فرمایند از خوارج، اگر کسی فرار کرد حتی به دنبالشان نروید و تعقیبشان نکنید و فقط تا حدی با آنها بجنگید که شمشیرشان را زمین بگذارند. اما برخی جریانات به گونه ای عمل می کنند که نه فقط با مخالفان که حتی با کسانی که کوچکترین نقدی بر دولت وارد می کنند، متاسفانه برخوردهای بیسار منفی و خشنی روا داشته می شود. که متاسفانه به نظر من این روش ها با موازین و آموزه های دینی ما و سیره ائمه اطهار بسیار متفاوت است. |+| نوشته شده توسط مهدی محمودیان در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 12:22 |
|
درباره وبلاگ
![]() هر چی به ذهنم برسه مینویسم شما هم اگر بخونید خوشحال می شوم.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
بهمن 1386آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندهای روزانه
مسئله اعدام هاي زير18سال در ايرانآرشيو پیوندها پيوندها
جبهه مشارکت ایران اسلامیشاخه جوانان مشارکت منطقه تهران حوزه شرق جبهه مشارکت حوزه جنوب جبهه مشارکت حوزه غرب جبهه مشارکت حوزه شمال جبهه مشارکت انجمن دفاع از حقوق زندانیان آب باریکه داوود روشنی(این حرفها) عماد الدین باقی علیرضا(تاریکخانه) حسین نورانی نژاد(هبوط نا تمام) اخبار ایران مصطفی ذوقی پایدار ایران نامه باغ همسفران احسان رشيىي(مستانه) سپیده(احمدی نژادمعجزه هزاره سوم) فاطیما رضا محصص(دمکراسی) از لس آنجلس تا قزوین ضد ضرب میٍثم زمان آبادی(کتابت) گفتگوی اصلاحی آخرین کاغذ محمد رضا (دستان) مهرگان ایرانی محمد رضا مردانیان(شرح این قصه جانسوز) سرود ققنوس اشکان(حضرت خضر) پژمان حقیقی(پژمان شاه) علی حکمت(مجاهدت) سميك مجید کلثومی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |