| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
پاسخی به برادران حزب الله در وبلاگ حزب الله می رزمد
پاسخی به برادران حزب الله در وبلاگ حزب الله می رزمد چندی پیش که قضیه دانشگاه امیرکبیر پیش آمده بود و برادران حزب الله به بهانه آنچه اهانت به پیامبر اکرم می دانستند به دانشگاه امیرکبیر یورش بردند و کامنتی در وبلاگ «حزب الله می رزمد» گذاشتم که شما برادران در زمان اهانت آموزش و پرورش به پیامبر کجا بودید چرا آنجا اعتراض نکردید. این دوستان بجای اینکه پاسخم را بگویند پرسیده اند در این دو اتفاق من چه کرده ام؟ متن زیر را در پاسخ نوشتم با آنکه قصد انتشار نداشتم اما با بازداشت دوباره چند تن دیگر از دوستانمان در دانشگاه امیر کبیر این متن را برای این دوستان می نویسم. با آنکه این که من چه کرده ام نمی تواند دلیل قانع کننده ای برای عمل آن دوستان باشد اما در پاسخ به این سوال چند خطی می نویسم تا دوستان را حداقل کمی به تفکر وادار کند. اشاره ای به سه اتفاق گذشته 1- در هزاران کیلومر دورتر از ایران یک روزنامه با تیراژ پایین در واکنش به اقدامات بن دلادن و اسلامگرایان تندرو که الان پیشانی جهان اسلام شده اند کاریکاتوری به چاپ می رساند که در آن پیامبر اسلام را خشونت طلب معرفی می کند شش ماه بعد در ایران برادران حزب الله بخاطر چاپ آن کاریکاتور به سفارتخانه یک کشور هجوم می آوردند و بخشی از آن را به آتش می کشند. حتی عذرخواهی مسئولین و نخست وزیر آن کشور را نیز کافی نمی دانند و احتمالاً درخواست حمله نظامی به آن کشور و نابودی کامل آن را خواستار می شوند. 2- در سالی که به نام «پیامبر» اکرم نامگذاری شده است وزرات آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران با طرح سوالاتی بصورت بسیار وقیحانه شخصیت پیامبر را به تمسخر می گیرد و مسئول این وزارتخانه نه فقط از بابت این موضوع عذرخواهی نمی کند بلکه آن را اتفاق قلمداد می کند و مدعی است وزیر که مسئولیت همه امور را عهده دار نیست یک اشتباه بوده که یک کارمند اخراج خواهد شد. 3- چند نشریه دانشجویی با تیراژ حداکثر 150 نسخه ای در یک دانشگاه به صورتی کاملا مشکوک منتشر می گردد که در آن به پیامبر اکرم توهین شده است. در این حادثه سردبیران نشریات سریعاً این توهین ها را محکوم می کنند و انتشار این مطالب توسط خود را تکذیب می نمایند اما کمتر از یک ساعت بعد برادران حزب الله از اقصی نقاط تهران برای نابود کردن این دانشگاه اقدام می کنند دانشجویان بسیاری مضروب می شوند و تعدادی نیز بازداشت می گردند که هنوز نیز در زندان هستند و برادران حزب الله شبانه انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر را با لودر صاف می کنند. و بدون توجه به تکذیب و عذرخواهی مسئولین این نشریات که تیراژ 150 نسخه ای داشته است در صورت توان دستور بمباران دانشگاه امیرکبیر را صادر می کردند . و اما ما چه کرده ایم: در پاسخ این سوال را در دو وجه جداگانه پاسخ می گویم. الف: ما در تمام این مسائل سکوت کردیم در حادثه اول مقصر بودیم که اسلام را اینگونه معرفی کرده ایم که هر جا بمب و موشکی زیر پای مردم غیر مسلح منفجر می شود مسلمانی در آن نقش دارد و افسوس خوردیم که ایران و حاکمانش که می توانستند چهره رحمانی دین مبین اسلام را به جهانیان نشان دهند خود یک سر بنیادگرایی شده اند. در دو مورد دیگر نیز جایزالخطا بودن انسان ها را محترم شمردیم و با قلممان نه گاز اشک آور و چوب و چماق پاسخ این اهانت ها را دادیم. ب اما برادران گرامی من باید از منظر دیگری به این سوال شما پاسخ دهم. براران ما داریم خودمان را فریب می دهیم آیا واقعا درد شما فقط درد اهانت به پیامبراست؟ آیا درد شما اهانت به مقدسات است؟ عزیزان شما خود بهتر می دانید درد شما درد قدرت است و پول. البته این هر دو را برای خدنت به اسلام و مسلمین می خواهید شما بهتر می دانید قداست پیامبر و دیگر مقدسات فقط ابزاری است که شما مردم عادی با این نام های عزیز فریب داده اید. برای من پیامبر محترم است دین محترم است اما دلیلی نمی بینم که به کاریکاتوری در هزاران کیلومتر آن طرف تر عکس العمل نشان دهم و با آتش زدن سفارتخانه آن کشور باعث شوم وزیر خارجه دولت به اصطلاح شما اسلامی هم خسارت وارده به سفارتشان را ازجیب بیت المال پرداخت کند و هم عذرخواهی رسمی بکند. اما سوال من از شما این است که چه کسی از راه این به اصطلاح مقدسات نان خورده است؟ من یا شما؟ شما بابت حراست از این مقدسات امتیاز دهها قرارداد تجاری تحت عناوین مختلف را از این دولت بدست آورده اید. بابت همین مقدسات و ترویج قداست آنها در جامعه میلیارد ها تومان بودجه بدون نظارت دریافت کرده اید یا من؟. حالا شما باید پاسخ بگویید که در مقابل این اهانت ها چه کرده اید یا من؟ شما که از کنار این مقدسات، امکانات تمام مساجد را بلوکه کرده اید و از آنها برای امیال سیاسی خود استفاده می کنید از من می پرسید من چه کرده ام؟ اما من پاسخ سوال خود را می دانم: شما در موضوع اول قدرت خود را در به صحنه کشیدن مردم به دولتمردان جدید نشان دادید و توانستید امتیازات و پست های لازم را به دست بیاورید و در موضوع سوم نیز گروهی را که فکر می کردید در انتخابات بعدی برافکار عمومی تاثیرگذار باشد را سرکوب کردید و بهترین راه حل همین موضوع ارزش ها بود برای دفاع از ارزش ها و به بهانه تخلف چند نشریه دانشجویی که خودتان به پا کردید تمام مختلفان خود را در دانشگاه امیرکبیر تحت فشار شدید قرار دادید و از طرفی نیز به پاس حضور برادران بعضا بی تخصص حزب الله و به تبع آن دسترسی بیشتر به بودجه البته بازهم برای خدمت رسانی به ملت در نهادهای مختلف انتقام آقای احمدی نژاد را از دانشجویانی که عکس وی را پاره کردند گرفتید. در انتها نیز از خداوند متعال می خواهم تا: «دینمان را دکان دنیایمان نگرداند.» |+| نوشته شده توسط مهدی محمودیان در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:25 |
|
درباره وبلاگ
![]() هر چی به ذهنم برسه مینویسم شما هم اگر بخونید خوشحال می شوم.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
بهمن 1386آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندهای روزانه
مسئله اعدام هاي زير18سال در ايرانآرشيو پیوندها پيوندها
جبهه مشارکت ایران اسلامیشاخه جوانان مشارکت منطقه تهران حوزه شرق جبهه مشارکت حوزه جنوب جبهه مشارکت حوزه غرب جبهه مشارکت حوزه شمال جبهه مشارکت انجمن دفاع از حقوق زندانیان آب باریکه داوود روشنی(این حرفها) عماد الدین باقی علیرضا(تاریکخانه) حسین نورانی نژاد(هبوط نا تمام) اخبار ایران مصطفی ذوقی پایدار ایران نامه باغ همسفران احسان رشيىي(مستانه) سپیده(احمدی نژادمعجزه هزاره سوم) فاطیما رضا محصص(دمکراسی) از لس آنجلس تا قزوین ضد ضرب میٍثم زمان آبادی(کتابت) گفتگوی اصلاحی آخرین کاغذ محمد رضا (دستان) مهرگان ایرانی محمد رضا مردانیان(شرح این قصه جانسوز) سرود ققنوس اشکان(حضرت خضر) پژمان حقیقی(پژمان شاه) علی حکمت(مجاهدت) سميك مجید کلثومی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |